تبليغاتX
خورشیدی

شنبه بیستم بهمن 1386 ساعت 14:19

يه راننده تازه كار نشسته پشت فرمون. 140 تا سرعت داره ميره بعد از جاده منحرف ميشه از پشت يه نفر جيغ ميزنه فرمون رو محكم تر از قبل بر مي گردونه حالا ديگه واقعا خدا بايد به دادشون برسه ديگه حالاست كه كنترل ماشين از دستش خارج ميشه 3 ثانيه بعد رو مغزش كار نميكنه وقتي به خودش مياد كه ميبينه ماشين يه دور زده دوباره ميخواد دور بزنه فرمون رو ول مي كنه و با تمام قدرت ترمز ميكنه ماشين 10-20 متر رو زمين كشيده ميشه و بعد متوقف ميشه!

حالا اين راننده منم كسي كه جيغ زد خواهرم بود ماشينم سمند LX ديگه حواسم رو جمع ميكنم بعد رانندگي مي كنم!

دیگه اینکه قراره بگشتنی هم من رانندگی بکنم!

پ.ن: ادامه مطلب پست قبلی رو بخونید.

نوشته شده توسط خورشید | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه سیزدهم بهمن 1386 ساعت 19:38
خيلي وقت پيش بايد اينو مينوشتم!

از همون اولش دوست نداشتم مثل بقيه باشم نمي خواستم عادي باشم! مي خواستم با بقيه متفاون باشم ولي حالا كه نگاه مي كنم ميبينم نميشه! هميشه دوست داشتم يكي بهم تكيه كنه براي همه پناهگاه باشم ولي نشد! نشد! به چيزي كه ميخواستم نرسيدم! به هيچ چيز! تنها چيزي كه بهش رسيدم كتابام بودن! كتابام!............

پ.ن: يه نظر بده خير از جوونيت ببيني!

پ.ن ۲: دلم گرفته از کلیشه ها همه کلیشه شدیم! نشدیم؟ اگه نشدیم دلیلتو بگو چرا؟ دلم میخواد این کلیشه ها رو بشکنم ولی نمیشه!

پ.ن ۳: ادامه مطلب رو حتما بخونید!!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط خورشید | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه پنجم بهمن 1386 ساعت 10:4
یه خبر جالب خنده دار!

من یه دختر عمو دارم که دو روز از من کوچکتره! یه دوست هم دارم که ۲۵ سالشه! اینم بگم که من ۱۸ سالمه! دیروز دوست من یکی دیگه از دوستام رو به عنوان خواستگار پیش من فرستاده! حالا دوست من سه ساعت زور زده حرفشو به من بزنه! بعد اینکه دختر عمومو از من خواستگاری کرد یه جوری به من نگاه میکرد که انگار من باید یه کاری بکنم که نکردم! امروز بهم گفت که منتظر بودم که یکی بخوابونی دم گوشم! حالا به نظرتون چیکار بکنم!!


 پ.ن: امروز یکی از بهترین دوستام که استثناست بین دوستام ( چون خودم ازش درخواست دوستی کردم ) برگشته بهم میگه که با دختر عموم نامزده! دختر عموی من هم تائید کرده! پسر خوبیه به پای هم پیر بشن! این یکی هم منتظر بود یکی بخوابونم زیر گوشش!

نوشته شده توسط خورشید | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه یکم بهمن 1386 ساعت 19:26
سلام! خیلی وقت بود آپ نکرده بودم! خیلی دوست داشتم آپ کنم ولی یا مطلب نداشتم یا حالشو یا کارتشو! اول از همه بگم که در ادامه مطلب یه تست روانشناسی نسبتا درست بر اساس روز تولد گذاشتم یه سر بهش بزنین! دوما شما هم تا حالا احساس شوم روز عاشورا رو تو خودتون حس کردین! یه تحقیق کوچولو راجع به عاشورا این نتایج رو برام در پی داشت:

۱- اولین واقعه شوم در این روز قتل هابیل به دست قابیل

۲- طوفان نوح

۳- شهادت امام حسین و یارانش

۴- اکثر کسایی که باغ یا مزرعه دارند در این روز چیزی نمیکارند! چون یا محصول نمیده یا محصول بدی به بار میاد!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط خورشید | لینک ثابت | موضوع: